ویروس‌های مرگبار سال 61 هجری

این نوشتار به بررسی ویروس های بسیار خطرناک و مرگباری می پردازد که نمونه بارز آن در سال 61 هجری بزرگترین مصیبت و گناه تاریخ بشری را رقم زد، به گونه ای که در کمتر از یک نصف روز بهترین انسان های روی زمین را به سخت ترین مصیبت ها گرفتار کرد.

یکی از موضوعات و مسائلی مهمی که محققان علوم اجتماعی و دین پژوهان باید به آن توجه و اهتمام جدی داشته باشند، ویروس های خطرناک اجتماعی هستند که اگر در هر اجتماعی شیوع و گسترش یابند زمینه ی بروز پیچیده ترین فتنه های تاریخی و اجتماعی را فراهم خواهند کرد، ویروس های بسیار خطرناک و مرگباری که  نمونه بارز آن در عاشورای سال 61 هجری بزرگترین مصیبت و گناه تاریخ بشری را رقم زد، به طوری که در کمتر از یک نصف روز بهترین انسان های روی زمین را به سخت ترین مصیبت ها گرفتار کرد.

 

ویروس های مرگبار سال 61 هجری

1-فراموشی و آلزایمر مرگبار
یکی از مهمترین و بدترین عواملی که موجب شکل گیری فاجعه دردناک کربلا شد، تلاش وقیحانه عده ای دنیا طلب برای حذف جایگاه و منزلت امامت از ادبیات و فرهنگ اسلامی بود، البته پایه و اساس این ویروس مرگبار به سال های قبل از 61 هجری برمی گردد، همان سال هایی که مهمترین فرمان و آیات الهی به فراموشی سپرده شد: «الْیوْم أکملْت لکمْ دینکمْ و أتْممْت علیکمْ نعْمتی و رضیت لکم الْإسْلام دیناً؛[1] امروز دین شما را کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و دین اسلام را برای شما پسندیدم.» همان سال هایی که هنوز پیکر مطهر پیامبراکرم(ص) بر روی زمین بود و عده ای در پی جاه و مقام خود در بین عرب بودند. همان سال هایی که عده ای با تمام وقاهت و بی شرمی جایگاه و منزلت فاطمه (س) را فراموش کردند و بیت نورانی او را مورد حمله  قرار دادند.
همین ویروس موجب فراموشی جایگاه و منزلت خاندان عصمت و طهارت و از جمله حضرت اباعبد الله حسین(ع) شد: همان حسینی که در منزلت و جایگاه او از پیامبر(ص) این چنین نقل شده بود: «حدّثنی الْحسیْن بْن علیٍّ الزّعْفرانیّ بالرّیّ قال حدّثنا یحْیى بْن سلیْمان عنْ عبْد اللّه بْن عثْمان بْن خیْثمٍ عنْ سعید بْن أبی راشدٍ عنْ یعْلى بْن مرّة قال قال رسول اللّه ص‏ حسیْنٌ‏ منّی‏ و أنا منْ‏ حسیْنٍ‏ أحبّ اللّه منْ أحبّ حسیْناً حسیْنٌ سبْطٌ من الْأسْباط؛[2]رسول خدا -صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- فرمودند: حسین از من و من از حسین هستم، کسى که حسین را دوست بدارد خدا او را دوست دارد، حسین سبطى است از اسباط (یعنى همان طورى که حضرت یعقوب 12 اسباط داشت و هر کدام سبطى از اسباط بودند، پیامبر اکرم -صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- نیز 12 اسباط داشت که حضرت سید الشهداء (علیه السّلام) سبطى از این اسباط بودند). به راستی کوفیان فراموش کرده بودند که با کشتن حسین(ع) پیامبراکرم(ع) را کشتند.
از جمله عوامل خطرناکی که موجب پیدایش حادثه کربلا شد، افول غیرت دینی و تسامح و تساهل نابخردانه ای بود که در بستر جامعه دینی گسترش یافته بود.
 
2-هوا پرستی، دنیاخواهی و حرام خواری
ویروس مرگبار هواپرستی، دنیا خواهی و حرام خواری یکی از پیشران های خطرناک به سوی بدی ها و رذایل اخلاق است، موضوع بسیار پیچیده ای که سال های پیش از 61 هجری خطر آن را پیامبراکرم(ص) این چنین گوش زد کرده بود: «انّ اخْوف ما اخاف علیکم اتّباع الهوی و طول الأمل، امّا اتّباع الهوی فیصدّ عن الحقّ و امّا طول الأمل فینْسی الاخرة؛[3] آنچه که بیش از هر چیز بر شما بیم دارم، پیروی از هوای نفس و آرزوی دراز است؛ هواپرستی، [آدمی را] از حق باز می دارد و آرزوی دراز، آخرت را از یاد انسان می برد.» هیچ چیزی در دنیا دردناک تر از این نیست که برای رسیدن به جاه و مکنت دنیوی و برای رسیدن به گندم ری خون ولی خدا را بر روی زمین بریزی، این همه وقاحت و دد منشی ریشه در دنیا خواهی و حرام خواری دارد، موضوعی که امام حسین(ع) در روز عاشورا این چنین از آن یاد می کند: «قال‏ لهم‏: ویلکم‏ ما علیکم‏ أن‏ تنصتوا إلی‏ فتسمعوا قولی، وإنّما أدعوکم إلى سبیل الرّشاد ... وکلّکم عاصٍ لأمری غیر مستمعٍ قولی؛ فقد ملئت بطونکم من الحرام وطبع على قلوبکم؛[4] واى بر شما! چه مى‏شود اگر ساکت شوید و سخن مرا بشنوید؟ همانا من شما را به راه هدایت، دعوت مى ‏کنم ... و شما همگى مرا نافرمانى مى‏ کنید و به سخنم گوش نمى‏دهید. به راستى که شکم شما از حرام پر گردیده و دل‏هایتان مهر شده است.»

3-ترس و بزدلی وحشتناک
ویروس کشنده ترس و بزدلی از جمله رذایلی است که موجب می شود افرادی که شاید در دل امام خود را دوست داشتند، به خاطر ترس از جان و کشته شدن به مصاف و جنگ با او بروند؛ کما اینکه در جریان دیدار فرزدق  با امام حسین(علیه السلام) این موضوع به خوبی قابل مشاهده است. وقتی که  امام از او احوال مردم کوفه را جویا شد و او در پاسخ گفت: «آنان را پشت سر گذاشتم در حالی که دل‌هایشان با تو و شمشیرهایشان بر ضد تو (و در نقلی با بنی امیه) بود.»[5] این حکایت به خوبی نمایانگر اوج حقارت و بزدلی مردم کوفی است که با وجود اینکه دعوت کننده امام حسین(علیه السلام) به کوفه بودند، ولی با این وجود از ترس گرفتار شدن در آتش قهر امویان، نه تنها امام خود را رها کردند، بلکه علیه او شمشیر کشیدند.

4-افول غیرت دینی و تساهل و تسامح دینی
از جمله عوامل خطرناکی که موجب پیدایش حادثه کربلا شد، افول غیرت دینی و تسامح و تساهل نابخردانه ای بود که در بستر جامعه دینی گسترش یافته بود، بعد از رحلت پیامبراکرم(صلی الله علیه و اله) بسیاری از منکرات اساسی شکل گرفت، ولی با این حال بسیاری از افراد کوچکترین ابراز ناراحتی و موضع گیری جدی را در برابر آن از خود نشان ندادند، موضع گیری که در نهایت منجر به برچیده شدن منکر در جامعه شود، این بی غیرتی در جامعه اسلامی آنچنان ریشه دوانده و این افول غیرت دینی آنچنان در مظاهر اجتماعی آشکار بود که امام حسین(علیه السلام) در توبیخ کوفیان این چنین زبان به شکوه و نکوهش باز می کنند: «ألا ترون‏ أن‏ الحق‏ لا یعمل‏ به‏، و أنّ الباطل لا یتناهى عنه! لیرغب المؤمن فی لقاء اللّه محقّا؛ فإنّی لا أرى الموت إلّا شهادةً، ولا الحیاة مع الظّالمین إلّا برما؛[6]مگر نمى ‏بینید که بر پایه حق، رفتار نمى‏ شود و از باطل، دورى نمى ‏گردد؟ حقّا که مؤمن باید [در این شرایط] به دیدار خداوند راغب باشد، که به نظر من، باید شهادت را به جاى مرگ [طبیعى‏] برگزید، نه زندگى با ستمگران را که مایه رنج است».

پی نوشت ها:
[1]. سوره مبارکه مائده، آیه 3.
[2]. کامل الزیارات، ص52، ح11. 
[3]. نصر بن مزاحم‏، وقعة صفین، ص3.
[4]. بحار الأنوار، ج‏45، ص8.
[5]. تاریخ طبری، ج۷، ص۲۹۶۹.
[6]. تاریخ الطبری: ج 5 ص 403؛ مثیر الأحزان: ص 44.
کلمات کلیدی